این دسته از کارگران به جرم فرار کارفرمایان از مالیات، از لیست یارانه و کالابرگ حذف شدند!

سوءاستفاده کارفرمایان از حساب کارگران برای فرار مالیاتی، منجر به حذف اشتباهی هزاران کارگر کمدرآمد از فهرست یارانهها و کالابرگ شده است. این تضاد بین گردش مالی صوری ثبتشده و درآمد واقعی، امنیت معیشتی نیازمندان را به خطر انداخته است.
هزاران کارگر در سراسر کشور، با وجود درآمد واقعی پایین، به دلیل سوءاستفاده کارفرمایان از حسابهای بانکیشان برای فرارهای مالیاتی، به اشتباه در دهکهای بالای رفاهی طبقهبندی شدهاند. این خطای سیستمی، علاوه بر قطع یارانههای نقدی، آنها را از دسترسی به کالابرگ الکترونیکی محروم کرده و عملاً امنیت معیشتی خانوارهایی را که نیازمند واقعی هستند، به خطر انداخته است. این مشکل، یک تلاقی دردناک میان ناکارآمدی نظارت مالیاتی و اجرای سیستمهای حمایتی اجتماعی است که کارگران را به قربانیان مضاعف تبدیل کرده است.در محیط پیچیده اقتصادی و بار سنگین مقررات مالیاتی، برخی کارفرمایان، به ویژه در بخشهایی که تراکنشهای نقدی یا نیمهرسمی بالا است، دست به شیوههایی غیراخلاقی و غیرقانونی برای کاهش بار مالیاتی خود میزنند. این روش، که به طور مستقیم بر وضعیت رفاهی کارگر تأثیر میگذارد، بر اساس یک سناریوی رایج شکل گرفته است.
فرار از مالیات بر ارزش افزوده و اظهارنامههای مالیاتی
کارفرمایان برای اینکه بتوانند هزینههای عملیاتی خود را بالاتر از حد واقعی نشان دهند و در عین حال، از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده یا مالیات بر عملکرد فرار کنند، اقدام به ثبت تراکنشهای صوری میکنند. این تراکنشها اغلب شامل واریز مبالغی به حساب بانکی کارگران میشود.
مکانیزم تراکنشهای صوری
فرض کنید کارفرما باید مبلغی را به عنوان هزینه یا بخشی از درآمد به صورت رسمی ثبت کند. برای جلوگیری از ثبت این مبلغ در دفاتر رسمی شرکت، کارفرما مبلغی را (که گاهی شامل بخشی از حقوق واقعی کارگر یا مبالغی است که هرگز به عنوان درآمد خالص کارگر محسوب نمیشوند) به حساب کارگر واریز میکند. پس از ثبت این واریز در سیستم بانکی، کارفرما از کارگر میخواهد که وجه را برداشت کرده و نقداً به او بازگرداند.
تأثیر بر سیستم دهکبندی
سیستمهای شناسایی وضعیت رفاهی (مانند سامانههای هدفمندی یارانهها) عمدتاً بر اساس دادههای مالی و گردش حساب بانکی افراد در یک بازه زمانی مشخص (معمولاً شش ماه تا یک سال) عمل میکنند. هنگامی که کارگری مورد استفاده برای این فرارهای مالیاتی قرار میگیرد، گردش مالی حساب او به صورت غیرطبیعی افزایش مییابد.
اگر یک کارگر با حقوق پایه (مثلاً 7 میلیون تومان در ماه) به دلیل تراکنشهای صوری کارفرما، در طول یک ماه، 50میلیون تومان تراکنش ورودی در حساب خود داشته باشد، سیستم به اشتباه این گردش مالی بالا را به عنوان درآمد واقعی تلقی میکند.
بر اساس این دادههای گمراهکننده، کارگر از دهکهای پایین (نیازمند حمایت) به دهکهای میانی یا بالایی (دارای توانایی پرداخت) پرتاب میشود. این یک خطای سیستمی است که زیربنای آن، سوءاستفاده از اطلاعات شخصی افراد برای اهداف مالیاتی است.












